احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
495
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
« اعليحضرت شاهنشاه ايران در ضمن بيان تبريكات صميمانه در موقع عيد نوروز با نهايت مسرت خاطر آن اعليحضرت را مستحضر ميدارم در عهدنامهء صلحى كه در تاريخ سوم ماه جارى در برست ليتوسك بين آلمان و اطريش و مجارستان و بلغار و عثمانى با دولت روسيه منعقد شده است دول خمسه مزبوره رسما متعهد شدهاند استقلال سياسى و اقتصادى و تماميت ملكيه ايران را محترم شمارند . ويلهلم » تلگرافى قريب به همين مضمون نيز از طرف محمد رشاد سلطان عثمانى بشاه رسيد . 23 رجب 1336 - 15 ثور 1297 - 5 مه 1918 وزيرمختار روسيه بلشويك مراسلهء ذيل را بوزارت خارجه ارسال داشت : « ادارهء جليلهء وزارت امور خارجه ، در اين اواخر جمعيت فوق العادهء از افراد نظامى روس همه قسم در طهران ديده مىشود و باز از قرارى كه مسموع مىشود بقيهء قشون روس عبارت از قزاقها و صاحبمنصب و ژنرالهاى آنها در قزوين معطل شدهاند و گويا درصدد تكميل نقشهء خصوصى هستند . بنابراين به اطلاع آن وزارت جليله مىرساند كه توقف آن قشون در خاك ايران و نقشهء كه آنها در نظر دارند ابدا به دولت جمهورى روسيه مربوط نيست ؛ بديهى است افراد قشون مزبور دستور العملى از مراكز ديگرى به غير از مركز جمهورى روسيه دارند براوين » جرائد قفقاز كه امروز بطهران رسيده متن قراداد متاركهء جنگ بين روسيه و متحدين اروپاى مركزى را انتشار دادهاند . قرارداد مزبور مشتمل بر چهارده فصل در سوم مارت 1918 در برست ليتوفسك به امضاء رسيده و در فصل هفتم آن چنين تصريح شده است : « دولت ايران و دولت افغانستان بايد مستقل بوده و ضميمهء هيچ دولت ديگرى نگردند و دول امضاكنندگان صلح موظفند كه استقلال سياسى و اقتصادى و تماميت مملكتى ايران و افغانستان را محترم شمارند . » غرهء شعبان 1336 - 22 ثور 1297 - 12 مه 1918 در طى يك نامه خصوصى كه چهل سال قبل سيد حسن تقىزاده از آلمان بعنوان آقا شيخ ابراهيم زنجانى نگاشته نصايحى بهموطنان خويش داده كه گوئى امروز از بالاى تريبون مجلس سنا بايرانيان خطاب كرده است . ما عين نامه را كه براى هركس مخصوصا براى ارباب جرائد درس عبرتى بشمار ميرود ذيلا نقل مينمائيم : « بعد از عنوان و مقدمه - مخلص كاملا از اوضاع ايران اطلاع نميتوانم پيدا كنم مگر گاهى كموبيش به روايات شفاهى مسافرين كه آن هم در اين وقت نادر است روزنامههاى ايران هم كه باينجا نميرسد و اگر گاهى شمارهء از راه سويس يا سويد بدست مىآيد تك و توك و خيلى غيرمرتب است و افسوس كه دوستان همت نميفرمايند كه از طريق سويد مرتبا برسانند تا بصيرتى در اوضاع داخلى كاملا بدست آيد . به همين ملاحظات از اوضاع داخلى و خصوصى هيچ حكمى نميتوانم بدهم ليكن مختصرا آنچه از جرائد و نشريات ميفهمم اين است كه هموطنان ما در تجربهء سياسى هيچ پيش نرفتهاند و تاريخ ده سال اخير تجربهء لازمه ياد نداده تا مختصر فرجهء براى ايران پيدا مىشود آن را به قيلوقال بىمعنى و جنگ و جدل لاطائل صرف ميكنند و رو به بلوغ و رشد چنان كه لازم است نرفتهاند ؛ بدترين دليل اين معنى جرائد ايران است كه با حرفهاى پوچ و فضاحىهاى شخصى و داستانهاى مهمل كه به درد هيچكس نميخورد ايرانى را پيش ملل سرافكنده ميكنند . بعقيدهء مخلص اوضاع جرائد بهترين آئينه براى عقل سياسى و رشد مملكت است و ميترسم اگر از روى همين ميزان بسنجيم ايران از حبشه و بخارا نيز سرافكندهتر باشد و دليل ما در دفاع از رشد سياسى ايران و استحقاق استقلال ملى در مجامع خارجه كند و بىاثر گردد . چه ميشد اگر جمعى از آگاهان روزنامه ترتيب داده و بىآنكه خود را هر روزه مجبور به پر كردن ستونهاى دراز ببينند مقاله كمتر مينوشتند و اعلانهاى متضمن مقاله يا مكتوب و رد و بحث هم كه از اختراع روزنامهنگارى ايران است قبول نميكردند ؛ فقط اخبار ايران مختصرا و به صحت با عبارات ساده خالى از تعبيرات فرنگى و عبارات غليظ عربى مينوشتند بعلاوه اخبار دنيا را بطور اختصار و بعضى اطلاعات مفيدهء ساده علمى مندرج داشته شعرنويسى در روزنامه را هم كم ميكردند . بدبختانه روزنامههاى ايران در عبارت و انشاء هم خيلى ضايع شدهاند و روزبروز يك فارسى عجيبى متولد مىشود كه اهل لسان از فهميدن آن قاصر ميشوند . زبان فارسى بعقيدهء مخلص در نشريات ايران بسيار ضايع شده و يك مخلوط عجيبى از عبارات من درآورده و ترجمهء تحت اللفظى جملههاى فرنگى و اصطلاحات و كلمات بىحد و حساب تركى اسلامبولى است . بارى از اين مطلب بگذريم اينك كه روزنهء تازهء براى آزادى و استقلال ايران باز شده و اميد جزئى براى باز آمدن آب رفته بجوى پيدا شده خوب است اوقات خود را صرف مطالب مهمه بكنيم و عقلا و دانايان و مجربين